۱۳۸۷ فروردین ۱۶, جمعه

بررسی چند واژه

در پی پرسش‌های دوستانم و نیز دلبستگی خودم به ریشه‌شناسی واژگان بر آن شدم تا در اینجا به کوتاهی ریشه و معنای چند واژه را در مرز توان و دانش بررسی کنم. پُر آشکاراست که لغزش در هر کاری پدید می‌آید و به ویژه برای منی که دانشی اندک در این زمینه دارم. به هر روی گوشزدهای یاران در این راستا سودمند خواهد بود

بارها از من درباره نام کسری/کسرا پرسیده‌اند که پارسی‌است یا نه؟ باید گفت که کسری عربی‌شده واژه پارسی خُسرو است. می‌دانیم واژه‌ها در گذر زمان در فرگشت‌های زبانی دگرگونه می‌شوند، همین خسرو که امروزه هم نام پُررواجی برای پسرهای ایران‌زمین می‌باشد در زبان اوستایی هَئْسرَوَ[۱]
بوده و معنای خوشنام می‌داده‌است. سپس در پهلوی یا همان پارسی میانه شده‌است هوسرَو و در پارسی نیز خسرو. عرب‌ها که همسایه ما بوده‌اند این نام را کَسرا(کسری) برداشت‌کرده‌اند و امروزه خود ما هم از این نام عربی‌شده گاه برای نامیدن جاینام یا نام کسان بهره‌می‌گیریم

۱.haosrava


واژه دیگر گاس/گاسم است. در جنوب ایران و در استان کنونی فارس و به ویژه در شیراز و گرداگردش این واژه کاربرد دارد،برای نمونه می‌گویند که:«گاسم که فلان شود». بدین معنا که شاید فلان شود. به دید من گاس باید با گِس [۱] در انگلیسی به معنای حدس و گمان همپیوند باشد. خود واژه یادشده ریشه در زبان‌های مردمان اسکاندیناوی دارد،در دانمارکی میانه گیتسه/گتسه [۲] همین معنا را می‌داده‌است. در نروژی باستان هم این واژه گِتا[۳] بوده‌است. نیاز به گفتن نیست که همه زبان‌های یادشده زبان‌های خانوادهٔ ژرمنی و زیر شاخه زبان‌های هندواروپایی‌اند که زبان ما هم یکی از اندام همین خانواده بزرگ از شاخهٔ هندوایرانی می‌باشد

1. guess
2. gitse, getze
3. geta

واژهٔ دیگر قالی‌است. در برخی از واژه‌نامه‌ها این واژه را از ریشه ترکی دانسته‌اند. دهخدا و عمید قالی را از نام شهری در ارمنستان می‌دانند. قالی را در گذشته بیشتر قالین می‌گفتند و همکنون هم در ایران خاوری(افغانستان) به قالی قالین می‌گویند. گروهی هم می‌پندارند شاید ریشه در سکایی و سغدی دارد که البته سندی در اینباره در دست نیست. می‌دانیم که کهن‌ترین قالی‌های جهان ایرانیند و همکنون نیز با قالی را از ایران می‌دانند. آیا خنده‌دار نیست که برای نمونه کیمونو که پوشش ملی ژاپنی‌هاست ریشهٔ پرتغالی داشته‌باشد؟! بی‌گمان چنین‌است. برای قالی من می‌پندارم که باید از ریشه اوستایی کَر- به معنای گستراندن باشد چه که قالی نیز یک گستردنی‌است

۳ نظر:

bahar گفت...

نوشته آموزنده ای بود و مرا به سبب گویش نیمه عربی خود حتما خواهید بخشید
عکس زیبایی که از قالی ایرانی گذاشتید اگر اشتباه نکنم باید قالی "پازیریک " یا " بهارستان " باشد.

Ariobarzan گفت...

خواهش می‌کنم،من چرا ببخشم،هرکسی آزاد است که آنگونه که آسوده‌است سخن بگوید. خودم هم که صد در صد پارسی سره نمی‌نویسم
بله پازیریک است،چون سخن از قالی بود گفتم بد نیست یک نمایی از این قالی کهن را هم بگذاریم

کیجا گفت...

سلام مرسی ازمطلبی کهدرمورد پازیریک گذاشتی به درد پروژه من خورد اگراشکالی نداره ازعکس استفاده کنم(کیجا)