ولی اکنون چه کار میتوان کرد؟ تهمورث را بپذیریم یا تهمورپ را برگردانیم؟ به دید من این نام و تلفظ پس از هزار سال از سرایش شاهنامه به گوشهای جهانیان آشناست و کار بیهودهایاست که بخواهیم تلفظش را اصلاح کنیم، چه که کیستی این استورهها و بودشان مهمتراست تا تلفظ درست نام. ولی بر این باور که در راستای دگرش طهمورث به تهمورث بهتر است تهمورث هم تهمورس نوشت. همچنین تلفظ درست این نام تهمورَس(با زبر بر روی ر) میباشد.
دگر آنکه معنای این نام در ابری از ابهاماست. بخش نخست نام که در اوستا تـَخم باشد برابر با همان تهم در پارسی کنونیاست که ما در نامهای تهمتن و تهمینه میبینیم و معنای دلاور و پرزور و تنومند را میدهد. ولی معنای بخش دوم –اوروپه- را بیشتر پژوهشگران ناروشن خواندهاند و اسم خاص معرفی کردهاند. در لغتنامه به نقل از آنندراج و انجمنآرا این نام را در اصل تهممرز پنداشتهاند و بزرگ کشور برگردان کردهاند که البته برمیگردد به همان لغزش تاریخی و فراموشی صورت راستین این نام که تهمورپ باشد. به دید من اوروپ هماناست که ریشهٔ واژههای پرسی کنونی گربه و روباه میباشد. اوروپ در متنهای اوستایی اشاره به قاقم یا سمور دارد و در مقم اشاره به جامهای از پوست خزدار یا مانند آن به کار میرود. پس شاید بتوان تهمورپ را قاقم دلیر یا چیزی مانند آن معنا نمود، یا شاید دلاوری که پوششی از پوست قاقم یا سمور دارد. این پوشش پوستین به گزارش فردوسی از زمان هوشنگ (فرمانروای پیش از تهمورس، به گزارش بنمایههای نزدیکتر به ما پدر او و به گزارش دینکرد نیای تهمورس) رواج داشتهاست، فردوسی پیرامون این کار هوشنگ میفرماید:
ز پویندگان هر چه مویش نکوست
بکشت و به سرشان برآهیخت پوست
چو روباه و قاقم چو سنجاب نرم
چهارم سمورست کش موی گرم
برین گونه از چرم پویندگان
بپوشید بالای گویندگان

۲ نظر:
آریوبرزن عزیز،
نوشته جالبی بود با پیگیری شیوه نوشتن یک نام که بنظر منطقی میآید.
موفق و پیروز باشید.
لطف دارید گرامی
ارسال یک نظر